کائنات کارآمدی دکترین دفاعی ایران را از نگاه کارشناسان بررسی می کند
سرگردانی امریکایی!
حافظ مینوی- تحولات اخیر نشان میدهد تهران ضمن تأکید بر دیپلماسی، توافق را منوط به عدالت، توازن و حفظ حاکمیت میداند. همزمان، سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و فشار برای گنجاندن برنامه موشکی ایران در مذاکرات، بیانگر تلاش تلآویو برای اثرگذاری بر چارچوب توافق احتمالی است. آمریکا نیز همزمان مذاکره و فشار نظامی را پیش میبرد، اما هزینههای داخلی و منطقهای، احتمال جنگ فراگیر را کاهش داده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بامداد پنجشنبه در پیامی روشن و حسابشده اعلام کرد که تهران همچنان مسیر دیپلماسی را بر هر گزینه دیگری ترجیح میدهد؛ اما این انتخاب را به رعایت اصولی غیرقابل چشمپوشی گره زد.
به گزارش فرارو، عباس عراقچی در پیامی در شبکه «ایکس» تصریح کرد: «ما دیپلماسی را ترجیح میدهیم و دستیابی به توافقی درباره برنامه هستهای صلحآمیز ایران ممکن است، مشروط بر آنکه عادلانه و متوازن باشد.» این موضعگیری، در عین تأکید بر آمادگی ایران برای گفتوگو، چارچوبی مشخص برای هرگونه تفاهم احتمالی ترسیم میکند و نشان میدهد که تهران توافق را نه به هر قیمت، بلکه در قالبی منصفانه و متوازن میپذیرد.
وزیر امور خارجه در ادامه، با لحنی قاطع بر اولویت حاکمیت ملی تأکید کرد و نوشت: «برای تحقق این هدف، ایران در دفاع از حاکمیت خود، فارغ از هر هزینهای، درنگ نخواهد کرد.» عراقچی در بخش دیگری از پیام خود، بر ضرورت پایبندی عملی به تعهدات تأکید کرد و افزود: «تعهدات باید اجرا شوند و برابری، احترام متقابل و منافع مشترک صرفاً شعار نیستند، بلکه ضرورت و پایه هر توافق پایدار به شمار میروند.»
اسرائیل در تکاپوی مهار توافق احتمالی با ایران
سفر ناگهانی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، بیش از آنکه یک دیدار معمول دیپلماتیک باشد، نشانهای از نگرانی عمیق مقامات اسرائیل نسبت به هرگونه تحول احتمالی در مسیر گفتوگوهای تهران و واشنگتن به شمار میرود. این تحرک در حالی صورت گرفته است که گمانهزنیهایی درباره احتمال انعقاد توافقی میان آمریکا و ایران مطرح شده؛ توافقی که از منظر تلآویو میتواند به تداوم توانمندیهای دفاعی و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بینجامد.
به گزارش المانیتور، این سفر غیرمنتظره بیانگر آن است که نتانیاهو در پی آن بوده است تا مستقیماً دیدگاههای خود را با دونالد ترامپ در میان بگذارد و نگرانیهای ادعایی اسرائیل درباره سیاستهای منطقهای ایران را پیش از هرگونه تصمیمگیری نهایی منتقل کند. چنین اقدامی، بیش از هر چیز، بازتابی از تلاش تلآویو برای اثرگذاری مستقیم بر روند تصمیمسازی در کاخ سفید ارزیابی میشود.
این تحرک در شرایطی انجام میشود که همزمان با ادامه گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط درباره برنامه هستهای تهران، تحرکات نظامی و امنیتی نیز در منطقه افزایش یافته است. گزارشها از تقویت سامانههای پدافندی در سرزمینهای اشغالی و استقرار تجهیزات موشکی آمریکا در منطقه حکایت دارد؛ اقداماتی که با هدف مدیریت سناریوهای احتمالی تشدید تنش صورت میگیرد.
برخی تحلیلگران معتقدند اسرائیل از رهگذر این سفر تلاش می کند دولت آمریکا را تحت فشار قرار دهد تا در موضوعاتی همچون توانمندیهای موشکی جمهوری اسلامی و حمایت تهران از جریانهای مقاومت منطقهای، امتیازی ارائه نکند. این در حالی است که از نگاه جمهوری اسلامی ایران، توان دفاعی و حمایت از محور مقاومت، بخشی از راهبرد بازدارندگی و تأمین امنیت منطقهای در برابر تهدیدات اسرائیل و سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا محسوب میشود.
همزمان، این سفر برای نتانیاهو کارکردی داخلی نیز دارد. فاصله گرفتن از برخی تعهدات رسمی در آمریکا، از جمله حضور در مراسمهای نمادین، میتواند به او امکان دهد تا در فضای سیاسی داخلی اسرائیل و در برابر جریانهای راستگرا، موقعیت خود را حفظ کند. در مجموع، این تحولات از وجود اختلافنظرهای پنهان میان واشنگتن و تلآویو بر سر حدود و ثغور هرگونه توافق احتمالی با ایران حکایت دارد.
تحرکات نظامی آمریکا و معمای مذاکرات پیشرو
با نزدیک شدن به دور تازه گفتوگوهای تهران و واشنگتن، همزمان با استمرار آرایش و تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه، بخشی از تحلیلها روند کنونی مذاکرات را نه یک مسیر عادی دیپلماتیک، بلکه پوششی عملیاتی در چارچوب راهبرد فشار حداکثری آمریکا ارزیابی میکنند؛ راهبردی که هدف آن واداشتن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش توافقی مطابق با مطالبات واشنگتن عنوان میشود.
در این چارچوب، برخی ناظران معتقدند فرآیند مذاکره لزوماً به معنای حرکت بهسوی مصالحه نیست، بلکه میتواند بستری برای پیشبرد اهداف پنهانتر باشد؛ اهدافی که صرفاً به موفقیت یا شکست رسمی گفتوگوها محدود نمیشود و چهبسا در دل خود حامل طرحی راهبردی برای تنظیم موازنه قدرت در منطقه باشد.
برخی از تحلیلگران و کارشناسان منطقه، بر این باور هستند که دونالد ترامپ همچنان سیاست فشار حداکثری را دنبال میکند و آن را همزمان با میز مذاکره پیش میبرد. به گفته آنان، تقویت حضور نظامی آمریکا در پایگاههای منطقهای و افزایش سطح استقرار نیروها، تلاشی مکمل برای تحمیل چارچوب مطلوب واشنگتن در هر توافق احتمالی است. در همین زمینه، برخی تحلیلگران منطقهای معتقدند از نخستین روزهای افزایش تحرکات نظامی آمریکا، پیام روشنی مخابره شد: مذاکره بهتنهایی هدف نیست، بلکه ابزاری برای اعمال فشار است. استقرار گسترده نیروها، اعزام ناو هواپیمابر و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن، همگی در راستای تثبیت همان راهبردی ارزیابی میشود که پیشتر نیز در قبال ایران آزموده شده بود. با این حال، این تحلیلها تأکید دارند حتی در صورت توسل به گزینه نظامی، ایالات متحده بهدنبال جنگی فراگیر نخواهد بود، بلکه در پی وارد آوردن ضربهای محدود و حسابشده برای تغییر محاسبات تهران خواهد رفت. در مقابل، دیدگاه دیگری نیز مطرح است که مذاکرات جاری را خود بخشی از یک رویارویی پیچیده میداند؛ فرآیندی که در آن گفتوگو و فشار نظامی بهطور همزمان در خدمت بازتنظیم اهداف دو طرف قرار گرفتهاند. بر اساس این تحلیل، سناریوهای پیش رو میتواند از یک درگیری محدود تا دستیابی به توافقی موضعی متغیر باشد؛ توافقی که ممکن است بر برخی ابعاد برنامه هستهای تمرکز کند، بیآنکه موضوعاتی همچون توان موشکی یا عمق راهبردی منطقهای جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گیرد. در مجموع، آنچه از این تحولات برمیآید، پیچیدگی معادلهای است که میان تهران و واشنگتن شکل گرفته است؛ معادلهای که در آن، هم گزینه دیپلماسی و هم احتمال تنش کنترلشده بهصورت همزمان مطرح است.
پرونده موشکی در آستانه ورود به میز چانهزنی
اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ضرورت گنجاندن برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در هر توافق احتمالی آینده، بار دیگر نشان داد که واشنگتن در پی تغییر زمین بازی مذاکرات و عبور از چارچوب صرفاً هستهای است. این موضعگیری در حالی مطرح میشود که طی سالهای گذشته، تمرکز اصلی گفتوگوها بر سطح غنیسازی، بازرسیها و تعهدات فنی مرتبط با پرونده هستهای قرار داشت، اما اکنون دولت آمریکا تلاش میکند توانمندیهای دفاعی ایران را نیز در قالب یک بسته واحد مذاکرهای قرار دهد. در محافل تصمیمسازی آمریکا این نگاه در حال تقویت است که هر توافقی بدون محدودسازی توان موشکی ایران، معادله بازدارندگی منطقهای را از دید واشنگتن در وضعیت «عدم قطعیت» نگه میدارد. از منظر ایالات متحده، موشکهای ایرانی نهتنها بخشی از توان بازدارنده تهران، بلکه عاملی مؤثر در امنیت متحدان منطقهای آمریکا و نحوه استقرار نیروهای این کشور در غرب آسیا به شمار میروند. گزارشهای منتشرشده در کنگره آمریکا نیز طی سالهای اخیر با اشاره به افزایش برد و دقت سامانههای موشکی ایران، بر همین نگرانیها دامن زدهاند.
با این حال، ورود پرونده موشکی به مذاکرات، بهمعنای بازتعریف کامل دستورکار گفتوگوهاست؛ چراکه موضوع از یک پرونده هستهای با سازوکارهای مشخص نظارتی، به حوزه توانمندیهای متعارف دفاعی و معادلات بازدارندگی منطقهای کشیده میشود. کارشناسان تأکید میکنند هرگونه بحث درباره موشکها مستلزم ورود به جزئیاتی چون برد، سامانههای هدایت، الگوهای استقرار و سازوکارهای آزمایش است؛ موضوعاتی که از نظر فنی و امنیتی، بهمراتب پیچیدهتر از ترتیبات رایج در پرونده هستهای محسوب میشوند. برخی تحلیلگران غربی اذعان دارند که گنجاندن موشکها در مذاکرات، نشان میدهد واشنگتن این توانمندیها را جزئی مرکزی از معادله قدرت ایران میداند، نه مکملی فرعی برای برنامه هستهای. به تعبیر آنان، برنامه موشکی جمهوری اسلامی در محاسبات امنیتی روزمره منطقه نقش عملیاتی دارد و هرگونه گفتوگو درباره آن، مستقیماً ساختار بازدارندگی و استقرار منطقهای ایران را هدف قرار میدهد. چنین مسیری مذاکرات را از سطح سیاسی به حوزهای فنی و نظامی سوق میدهد که بار اجرایی و نظارتی سنگینی خواهد داشت.
در همین حال، برخی پژوهشگران آمریکایی نیز تأکید کردهاند که فشار برای درج پرونده موشکی، بازتاب نگرانی متحدان منطقهای واشنگتن است؛ کشورهایی که افزایش برد و دقت موشکهای ایران را در محاسبات پدافندی خود لحاظ میکنند. با این وجود، هرگونه توافق در این زمینه مستلزم ایجاد سازوکارهای نظارتی گسترده بر سامانههای متعارف نظامی خواهد بود؛ موضوعی که بهطور مستقیم با مسئله حاکمیت دفاعی کشورها گره خورده و حساسیتهای جدی به همراه دارد.
سفر نتانیاهو و نبرد پنهان بر سر چارچوب مذاکرات
با وجود آنکه در ادبیات رسمی واشنگتن و برخی تحلیلهای رسانهای همچنان از «گزینه نظامی» سخن گفته میشود، شواهد میدانی و سیاسی نشان میدهد مسیر تحولات، دستکم در مقطع کنونی، بیش از آنکه به سوی تقابل مستقیم حرکت کند، به سمت مهار تنش و جستوجوی راهحل سیاسی متمایل شده است. مجموعهای از عوامل داخلی و منطقهای، هزینه تصمیم نظامی را برای آمریکا و اسرائیل افزایش داده و معادله را پیچیدهتر کرده است.
سفر ناگهانی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، در نگاه نخست گمانهزنیها درباره احتمال سناریوهای نظامی را تقویت کرد. شبکه سی.ان.ان گزارش داد که وی در پی بررسی «گزینههای نظامی» علیه ایران است، اما خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه نوشت نگرانی اصلی تلآویو، حرکت آمریکا به سمت «توافقی محدود» است که برنامه موشکی ایران را در بر نگیرد. این تفاوت روایتها نشان میدهد هدف محوری سفر، بیش از آنکه زمینهسازی برای جنگ باشد، تلاش برای اثرگذاری بر دامنه و چارچوب مذاکرات بوده است. نتانیاهو که در مقاطع پیشین از حامیان جدی رویکرد سختافزاری علیه ایران به شمار میرفت، این بار از دعوت صریح به اقدام نظامی خودداری کرد. به گزارش رسانه رسمی پخش اسرائیل، او در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران، موضعی محتاطانه و دوپهلو اتخاذ کرد؛ نه از جنگ سخن گفت و نه حمایت کامل از توافق را اعلام کرد. وی تصریح کرد ایران در صدر گفتوگوهایش با دونالد ترامپ قرار دارد و «اصول مذاکره» را به او ارائه خواهد داد؛ اظهاراتی که از تلاش برای بازتعریف اولویتهای گفتوگو و برجستهسازی پرونده موشکی حکایت دارد.
در داخل آمریکا نیز شرایط بهگونهای رقم خورده که فضای مانور کاخ سفید برای ورود به یک تقابل پرهزینه محدودتر شده است. افزایش انتقادها از سیاستهای ترامپ، حتی در درون حزب جمهوریخواه، نشانهای از شکافهای سیاسی داخلی است. در رأیگیری اخیر مجلس نمایندگان درباره طرحی مرتبط با تعرفهها، شماری از جمهوریخواهان در کنار دموکراتها قرار گرفتند؛ رخدادی که بیانگر شکنندگی اجماع داخلی است. همزمان، بازنشر گسترده اسناد مرتبط با «پروندههای اپستین» و طرح ادعاهایی درباره تکرار نام ترامپ در این اسناد، فشار سیاسی مضاعفی بر دولت آمریکا وارد کرده است. در چنین فضایی، هر تصمیم نظامی میتواند پیامدهای داخلی و بینالمللی گستردهای بهدنبال داشته باشد.
علاوه بر این، تهدیدهای متقابل و تأکید جمهوری اسلامی ایران بر توان بازدارندگی خود، بر پیچیدگی محاسبات افزوده است. مجموعه این عوامل نشان میدهد که در مقطع کنونی، گزینه دیپلماسی هرچند دشوار و زمانبر نسبت به سناریوی جنگ فراگیر، هزینه کمتری برای طرفها دارد. حتی در صورت دستیابی به توافق نیز، مسئله نظارت و تضمین اجرای تعهدات به چالشی اساسی تبدیل خواهد شد.
چرا ترامپ ناگهان از تهدید جنگ عقب نشست؟
گزارش تازه آتلانتیک از شکاف میان لحن تهدیدآمیز ترامپ و واقعیتهای پنتاگون پرده برداشته است: از کمبود ناو و هواپیما برای یک کارزار چند هفتهای گرفته تا نبود «هدف نهایی» برای فرماندهان. در همین حال، متحدان آمریکا در خلیج فارس هم پیام دادهاند که وارد جنگ نمیشوند؛ وضعیتی که گزینه نظامی علیه ایران را بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و پرریسک کرده است.
وبسایت The Atlantic در تازهترین گزارش خود به بررسی موانع و پیچیدگی پیشروی دولت ایالات متحده برای بازگشت به گزینه نظامی علیه ایران پرداخته است.
این گزارش مینویسد: اواخر ماه گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در پیامی در شبکههای اجتماعی تهدیدی آشکار علیه حاکمان ایران مطرح کرد. او از تهران خواست به پای میز مذاکره بازگردد و با «عدم دستیابی به سلاح هستهای» موافقت کند، در غیر این صورت با واکنشی سریع و خشن مواجه خواهد شد؛ واکنشی که به تعبیر او مشابه اقدامی خواهد بود که نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را نیمهشب از کاراکاس خارج کرد. ترامپ در آن پیام تاکید کرده بود: «وقت در حال تمام شدن است؛ زمان کاملا حیاتی است.»
با این حال، تنها دو هفته بعد، لحن رئیسجمهور آمریکا تغییر کرد. او روز جمعه در جمع خبرنگاران گفت که برای رسیدن به توافق «هیچ عجلهای» وجود ندارد. این تغییر موضع در حالی صورت گرفت که معمولا تهدید به جنگ زمانی مطرح میشود که مذاکرات شکست خورده باشد، نه پیش از آنکه حتی آغاز شود. اکنون این پرسش مطرح است که چه تحولاتی باعث این تغییر رویکرد شده است؟
به نوشته آتلانتیک، دولت ترامپ در مقطعی در حال بررسی طیفی از گزینههای نظامی بوده است؛ گزینههایی که از هدف قرار دادن برخی چهرهها و اهداف مشخص آغاز میشد و تا حمله به برنامه هستهای ایران امتداد مییافت. اما دو مقام آمریکایی به این رسانه گفتهاند که ارزیابیهای انجامشده نشان داده اجرای یک عملیات گسترده، آن هم در بازه زمانی کوتاه، بدون پذیرش خطرات جدی برای نیروهای آمریکایی، بدون همراهی متحدان و بدون به خطر انداختن ثبات منطقهای ممکن نیست.
پنتاگون: «عملیات بزرگ» علیه ایران نه ناو کافی دارد، نه هدف روشن
این مقامها همچنین تاکید کردهاند که برخلاف ادعای ترامپ درباره حرکت یک «ناوگان عظیم» به سوی ایران، ایالات متحده در حال حاضر کشتیها و هواپیماهای کافی برای اجرای یک کارزار چند هفتهای در اختیار ندارد. افزون بر این، به گفته آنان، کاخ سفید هنوز بهطور مشخص برای فرماندهان نظامی مشخص نکرده است که هدف نهایی از چنین حملاتی چه خواهد بود. این موضوع نشان میدهد که استفاده فوری از نیروی نظامی در دستور کار قرار ندارد.
در چنین شرایطی، آمریکا آخر هفته گذشته برای نخستینبار از سال گذشته میلادی تاکنون، مذاکرات جدیدی را با ایران در عمان برگزار کرد. دریادار «برد کوپر»، فرمانده ارشد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) که مسئولیت عملیات نظامی در خاورمیانه را بر عهده دارد، از جمله مقامهای آمریکایی حاضر در این مذاکرات بود. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد این گفتوگوها به تهران امکان داد میزان تمایل واشنگتن برای دستیابی به توافق را ارزیابی کند. در سوی مقابل، دولت ترامپ بهطور علنی نسبت به روند مذاکرات ابراز خوشبینی کرد. با این حال، یکی از مقامهای درگیر در این گفتوگوها به آتلانتیک گفته است که هنوز مشخص نیست «ایران واقعا بهدنبال توافق است یا صرفاً تلاش میکند از این مسیر زمان بیشتری به دست آورد.»
در ادامه گزارش آمده است که ایران علاوه بر کاستن از تهدید نظامی، خواهان کاهش تحریمهای اقتصادی است، اما بدون آنکه محدودیتهایی بر نیروهای منطقهای خود بپذیرد یا از حق غنیسازی اورانیوم و زرادخانه موشکهای بالستیکش صرفنظر کند. در مقابل، ترامپ خواهان از میان برداشتن هرگونه امکان احیای تاسیسات هستهای ایران است؛ تاسیساتی که او مدعی شده در حملات ماه ژوئن «نابود شدهاند»، اما همچنان قابلیت بازسازی دارند. به گزارش این رسانه، یکی از مهمترین ابهامها در روند مذاکرات، میزان صبر ترامپ است. رئیسجمهور آمریکا روز سهشنبه هشدار داد که اگر بهزودی توافقی حاصل نشود، ایالات متحده «ناچار به انجام اقدامی بسیار سخت» خواهد بود. گزارش آتلانتیک به ارزیابی مقامهای دفاعی آمریکا اشاره میکند که بر اساس آن، حمله به ایران عملیاتی دشوار و پیچیده خواهد بود. ایران در اختیار داشتن موشکهای بالستیک دوربردی را که قادرند سراسر خاورمیانه را هدف قرار دهند حفظ کرده و صدها موشک کروز و پهپاد نیز در زرادخانه خود دارد که میتوانند کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف بگیرند. به گفته مقامهای آمریکایی، این توانمندیها حتی پس از بمباران سایت هستهای فردو توسط آمریکا و آسیب واردشده به سامانههای پدافندی ایران در تابستان همچنان فعال هستند. یکی از این مقامها تاکید کرده که هرگونه عملیات با هدف تضعیف برنامه هستهای ایران یا حتی تلاش برای تغییر نظام سیاسی در ایران، به دلیل توانمندیهای نظامی ایران، «بسیار پیچیده» خواهد بود و تهران نیز احتمالاً در واکنش، نیروهای آمریکایی و متحدان واشنگتن را هدف قرار خواهد داد.
افزون بر دشواری آغاز عملیات، تداوم آن نیز چالشبرانگیز ارزیابی شده است. به گفته منابع آمریکایی، ناوگانی که ترامپ از آن با عنوان «حرکت با قدرت، اشتیاق و هدفمندی» یاد کرده، برای اجرای یک تهاجم گسترده و چند هفتهای کافی نیست و سامانههای پدافندی لازم را نیز بهطور کامل در بر ندارد. ایالات متحده در حال حاضر تنها توان انجام یک ماموریت محدود و چندروزه را دارد؛ عملیاتی که میتواند شامل حملات هدفمند علیه برخی مقامات یا تأسیسات نظامی ایران باشد.
در تابستان گذشته، حملات محدود آمریکا علیه ایران از دو ناو هواپیمابر مستقر در منطقه انجام شد. با این حال، برای اجرای یک عملیات بزرگتر، حداقل دو ناو هواپیمابر با ظرفیت کامل نیاز است تا بتوانند تعداد قابلتوجهی هواپیما برای هدف قرار دادن، از جمله، پرتابگرهای موشکهای بالستیک ایران فراهم کنند. در حال حاضر تنها یک ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حضور دارد، هرچند ترامپ اعلام کرده در حال بررسی اعزام ناو دوم است؛ اقدامی که مستلزم جابهجایی برنامههای عملیاتی و زمانی نیروی دریایی خواهد بود. در سطح سیاسی نیز رایزنیهایی در جریان است. دونالد ترامپ این هفته بیش از دو ساعت با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دیدار کرد. نتانیاهو پیش از این نگرانی خود را نسبت به هر توافقی که از نظر او امتیازات بیش از حد به ایران بدهد، ابراز کرده بود. ترامپ پس از این دیدار در شبکه «تروث سوشال» نوشت: «هیچ چیز قطعی حاصل نشد، جز اینکه من تاکید کردم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا مشخص شود آیا میتوان به توافقی دست یافت یا نه.»
متحدان خلیج فارس پای جنگ نمیآیند
ریاض و ابوظبی پیام دادهاند: حمایت نمیکنیم
در همین حال، به گفته منابع آمریکایی و عربی، بسیاری از کشورهای منطقه تمایلی به تشدید تنش ندارند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به مقامهای دولت آمریکا اعلام کردهاند که خواهان ورود به یک درگیری منطقهای نیستند و از آن حمایت نخواهند کرد. کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، بهویژه کویت، قطر و بحرین، در صورت وقوع درگیری در معرض خطر مستقیم قرار دارند، چرا که ایران هشدار داده ممکن است این پایگاهها را هدف حملات تلافیجویانه قرار دهد.
همچنین هرگونه اقدام نظامی میتواند به بسته شدن تنگه هرمز منجر شود؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند. برخی دولتهای منطقه نگراناند که درگیری نظامی اعتماد سرمایهگذاران خارجی را در منطقهای که بهشدت به سرمایهگذاری مستقیم خارجی وابسته است، متزلزل کند. متحدان آمریکا در خلیج فارس همچنین نسبت به پیامدهای احتمالی از جمله آلودگیهای ناشی از حمله به تاسیسات هستهای یا حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی ابراز نگرانی کردهاند. در نهایت، آتلانتیک تاکید میکند که بدون حمایت گسترده منطقهای، ورود آمریکا به یک درگیری نظامی میتواند این کشور را درگیر جنگی کند که از پشتوانه ائتلافی کافی برخوردار نیست.
دیدار اخیر ترامپ و نتانیاهو عجیبترین دیدار بود
اسرائیل هیوم نوشت: دیگر کسی تعداد دفعات دیدار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از سال ۲۰۱۶ تاکنون را نمیشمارد.
به گزارش «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: اما اگر چیزی دیدار شامگاه چهارشنبه آنها را متمایز میکند، تفاوت ریشهای آن با دیدارهای پیشین است، بهویژه از نظر کاهش بیسابقه سطح علنی آن؛ موضوعی که روزنامه «اسرائیل هیوم» به آن اشاره کرده است. گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که ترامپ در این دیدار بر تمایل خود برای ادامه مذاکرات با ایران به منظور دستیابی به توافق تأکید کرده است؛ در حالی که تهران نیز امکان دستیابی به «توافقی عادلانه» را مطرح کرده است.
ترامپ در پلتفرم خود «تروث سوشال» نوشت که او و نتانیاهو به هیچ توافق نهایی نرسیدهاند، جز اصرار بر ادامه مذاکرات با ایران.
در گزارشی از آرئیل کاهانا، خبرنگار امور دیپلماتیک این روزنامه، دیدار چهارشنبه «عجیبترین» توصیف شده است؛ چرا که نشانی از جلوههای تشریفاتی و هیاهوی رسانهای همیشگی در آن دیده نمیشد.
برخلاف دیدارهای قبلی، این سفر با محرمانگی و آرامشی عمدی همراه بود؛ بهگونهای که نه کنفرانس خبری مشترکی برگزار شد و نه تصاویر سنتی دست دادن منتشر گردید. به نوشته این روزنامه اسرائیلی، این اقدام با هدف کاهش «هیاهوی» عمومی پیرامون سفر و پرهیز از حساسیتهای سیاسی مرتبط با نفوذ اسرائیل در واشنگتن صورت گرفت. در این گزارش آمده است که این سکوت بیرونی که به سرمای واشنگتن میماند، در پشت خود بحثهایی داغ و سرنوشتساز درباره پرونده ایران را پنهان کرده است.
با وجود تلاش کاخ سفید برای دور نگه داشتن این پرونده «انفجاری» از انظار عمومی، اظهارات چهرههای نزدیک به ترامپ، از جمله سناتورهای جمهوریخواه جان کندی و لیندزی گراهام، نشان میدهد که دولت کنونی آمریکا راهبردی سختگیرانه در قبال تهران در پیش گرفته است؛ راهبردی که بهشدت بر هماهنگی اطلاعاتی با اسرائیل برای تعیین گزینههای پیش رو متکی است. این سفر خود نیز بهطور قابل توجهی کوتاه و کاری بود. نتانیاهو کمتر از ۳۰ ساعت در خاک آمریکا حضور داشت؛ سفری که کوتاهترین سفر او تاکنون به شمار میرود. به نوشته این روزنامه، این سفر در زمانی انجام شد که توجه رسانههای آمریکایی به نتانیاهو کاهش یافته بود؛ بهگونهای که شبکههای تلویزیونی تقریباً بهطور پیوسته به پیگیری پرونده ناپدید شدن نانسی گاثری، مادر یکی از مجریان شبکه «ایبیسی»، میپرداختند که دو هفته پیش از خانهاش ربوده شده و هنوز پیدا نشده است. کاهانا مینویسد: همه نشانهها حاکی از آن است که تلاش برای نشان دادن فضایی سرد و محتاطانه در انظار عمومی، کاملاً در تضاد با آن چیزی بود که پشت درهای بسته رخ داد. برعکس، به نظر میرسد نتانیاهو عمداً جلوههای رسانهای این سفر را کاهش داده است؛ تلاشی برای پرهیز از تقویت ادعای نادرست و یهودستیزانه مبنی بر اینکه اسرائیل سیاستهای خود را بر ایالات متحده تحمیل میکند. این خبرنگار در گزارش خود پیشبینی کرده است که رویارویی نظامی میان واشنگتن و ایران به مسئلهای زمانمند تبدیل شده است، بهویژه با شکست مسیر دیپلماتیک، تشدید لحن گفتمان ایران و مخالفت تهران با بررسی موضوعات مربوط به موشکها و نفوذ منطقهای.
در پایان گزارش آمده است که این دیدار — که هفتمین دیدار میان ترامپ و نتانیاهو از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون بوده — بیش از آنکه جلسهای تشریفاتی باشد، شبیه به نشست «شورای جنگ» بوده است؛ و طولانی شدن زمان گفتوگوها میتواند نشان دهد که آنها عملاً گزینه اقدام نظامی را نیز بررسی کردهاند.
نتانیاهو درباره توانایی واشنگتن برای تحقق اهداف مورد نظر «اسرائیل» تردید دارد
مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و کارشناس کنونی مرکز عربی واشنگتن معتقد است نتانیاهو نسبت به مذاکرات آمریکا با ایران نگران است و درباره توانایی واشنگتن برای تحقق اهداف مورد نظر «اسرائیل» تردید دارد.
«دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده مسیر دیپلماتیک با ایران را ادامه خواهد داد؛ موضعی که پس از دیدار او در کاخ سفید با بنیامین نتانیاهو بیان شد و به گفته ناظران، با انتظارات طرف اسرائیلی فاصله داشت.
به گزارش الجزیره، مرکز اطلاعرسانی فلسطین اعلام کرد: ترامپ پس از این دیدار تاکید کرد که چیزی قطعی حاصل نشده است، موضوعی که نشان میدهد نتانیاهو واشنگتن را با همان نگرانیهایی ترک میکند که با آن وارد شده بود.
«چارلز دان» مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و کارشناس کنونی مرکز عربی واشنگتن تصریح کرد که نتانیاهو نسبت به مذاکرات آمریکا با ایران نگران است و درباره توانایی واشنگتن برای تحقق اهداف مورد نظر «اسرائیل» تردید دارد؛ اهدافی که شامل محدودسازی یا پایان دادن به برنامه موشکهای بالستیک ایران، توقف حمایت تهران از نیروهای مخالف «اسرائیل» و پایان فعالیت غنیسازی هستهای است.
به گفته دان، نتانیاهو بیم آن دارد که ترامپ به توافقی با تهران تمایل نشان دهد؛ توافقی که ممکن است برخی مؤلفههای مهم از توانمندیهای تهاجمی ایران را دست نخورده باقی بگذارد. رژیم صهیونیستی در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ نیز نگرانیهای مشابهی درباره سیاست آمریکا در قبال ایران داشت.
تلاش برای طرح موضوع الحاق کرانه باختری
«دیوید مک» معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور خاورمیانه و کارشناس شورای آتلانتیک اظهار داشت که نتانیاهو تلاش کرده ترامپ را برای پذیرش الحاق عملی کرانه باختری به اسرائیل متقاعد کند. به گفته او، چنین اقدامی میتواند روابط ترامپ با کشورهای عربی و اسلامی که شرکای راهبردی آمریکا محسوب میشوند را با چالش جدی روبهرو کند. مک افزود: بسیاری از این کشورها روابط تجاری نزدیکی با ترامپ، اعضای خانوادهاش و حلقه مشاوران او در واشنگتن، نیویورک و فلوریدا دارند و همراهی ترامپ با نتانیاهو در موضوع الحاق کرانه باختری میتواند جایگاه تاریخی او را تحت تأثیر قرار دهد زیرا ترامپ پیشتر مخالفت خود را با این اقدام اعلام کرده بود.
کاهش نفوذ نتانیاهو در واشنگتن
«دیوید دی روش» مقام پیشین کاخ سفید و پنتاگون معتقد است نتانیاهو نتوانست شرطی بر ترامپ تحمیل کند، اما موضوععدم مداخله آمریکا در صورت اقدام یک جانبه «اسرائیل» علیه ایران را مطرح کرده است. دی روش گفت: دیدار ترامپ و نتانیاهو در شرایطی برگزار شد که نفوذ نخست وزیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن کاهش یافته و حمایت عمومی و سیاسی از اسرائیل در آمریکا، به ویژه در حزب دموکرات، رو به افول است. به گفته او، شمار قابل توجهی از آمریکاییهای حامی اسرائیل نیز با شخص نتانیاهو مخالف هستند و معتقدند ادامه حضور او در قدرت به منافع این رژیم آسیب میزند. این کارشناس افزود: نتانیاهو اهرم لازم برای تهدید ترامپ به از دست رفتن آرا در انتخابات آینده کنگره را ندارد. با این حال، هر دو طرف در رابطه با ایران دیدگاه مشترکی دارند، هرچند اسرائیل احساس خطر و فوریت بیشتری دارد.
محورهای اصلی نگرانی رژیم اسرائیل
به گفته دی روش، مهمترین نگرانیهای اسرائیل عبارتند از:
- از سرگیری کامل فعالیتهای برنامه هستهای ایران؛ سناریویی که محتملترین زمینه برای واکنش مشترک آمریکا و اسرائیل به شمار میرود.
- بازسازی شبکه پدافند هوایی ایران؛ موضوعی که در صورتعدم همراهی واشنگتن، میتواند اسرائیل را به اقدامات یک جانبه، از جمله هدف قرار دادن تأسیسات تولید یا پرتاب موشک، سوق دهد.
- تداوم حمایت ایران از محور مقاومت در منطقه
هشدار درباره تمرکز صرف بر پرونده هستهای
«فردریک هوف» سفیر و مقام پیشین وزارت امور خارجه آمریکا نیز عنوان کرد که نتانیاهو تلاش کرده ترامپ را متقاعد کند که مهار آنچه «نفوذ ایران در جهان عرب» خوانده و محدودسازی توان موشکی راهبردی تهران، به اندازه پرونده هستهای اهمیت دارد. به گفته هوف، نتانیاهو همچنین هشدار داده است که ایران ممکن است مذاکرات هستهای را طولانی کند و همزمان توان متحدان خود در لبنان، عراق و یمن را تقویت کند. او افزود: نخست وزیر اسرائیل توان تحمیل شروط به ترامپ را ندارد، اما میکوشد او را قانع کند که تمرکز صرف بر پرونده هستهای ایران، رویکردی نادرست است.
محدوده چانهزنی در مورد برنامه هستهای
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، بارها گفته است که ترجیح میدهد با ایران به جای جنگ، به توافق برسد. اما آنچه مشخص نیست این است که او به پذیرش چه نوع توافقی حاضر است یا ایرانیها به چه مصالحهای حاضر هستند.
عقل سلیم میگوید که هرچه خواستههای ترامپ حداکثریتر باشد، احتمال پذیرش تهران کمتر است. در این صورت، بنابراین، احتمال رویارویی نظامی بیشتر میشود. از سوی دیگر، هرچه ترامپ انعطافپذیرتر باشد، احتمال همکاری تهران بیشتر میشود و در نتیجه، احتمال جنگ کمتر میشود.
در ماه مه سال گذشته، ترامپ گفت که چیزی کمتر از «برچیدن کامل» برنامه هستهای ایران را نخواهد پذیرفت. با این حال، هفته گذشته او گفت «سلاح هستهای ممنوع». اما این دو چیز بسیار متفاوت هستند.
به گزارش دیپلماسی ایرانی از زمان جورج دبلیو بوش، هر رئیس جمهوری آمریکایی به ایران در مورد دستیابی به بمب هستهای هشدار داده است. اگر این چیزی است که ترامپ به دنبال آن است، پس تهران با خوشحالی چانهزنی میکند و پنهانکاری میکند تا از مواجهه با یک ماشین نظامی بسیار برتر ایالات متحده اجتناب کند. ممکن است مواد هستهای بسیار غنیشده خود را رها کند، اما در عوض، برنامه خود را دست نخورده نگه دارد و اساساً برای خود زمان بخرد تا زمانی که ترامپ از قدرت کنار برود تا بتواند غنیسازی را از سر بگیرد.
اما اگر ترامپ اصرار داشته باشد که ایران تمام برنامه هستهای خود را خاتمه دهد، تهران به احتمال زیاد موافقت نخواهد کرد. این نه تنها به این دلیل است که تلاش، زمان و پول زیادی را برای ساخت برنامه هستهای خود صرف کرده است.
همچنین به این دلیل است که برای آیت الله علی خامنهای، رهبر ایران، این را به معنای تسلیم شدن در برابر آمریکاییها میداند، که او (درست مانند سلف خود امام خمینی) آنها را «شیطان بزرگ» میداند. اگر کار به آنجا بکشد، رهبر ایران ممکن است تصمیم بگیرد که شانس خود را با جنگیدن امتحان کند (و امیدوار باشد که ترامپ با توجه به بیزاریاش از جنگهای بیپایان، کار جمهوری اسلامی را یکسره نکند) تا اینکه توافقنامه تسلیم با دشمن قسمخوردهاش را امضا کند.
زرادخانه موشکی و اعتراضات
برنامه هستهای تنها موضوع مهم مورد بحث نیست. زرادخانه موشکی ایران و شبکه شبهنظامیان منطقهای آن نیز احتمالاً در مذاکرات مطرح خواهند شد. و همچنین آرمانهای آزادیخواهانه مردم ایران، به ویژه با توجه به اتفاقات اخیر داخلی ایران مطرح است.
در ابتدا، به نظر میرسید ترامپ به معترضان اهمیت میدهد و تهدید میکرد که اگر «تهران از کشتن آنها دست نکشد، ایران را بمباران خواهد کرد.» اما اکنون، به نظر میرسد تمرکز او تغییر کرده است. با این حال، این نباید تکاندهنده باشد. واقعیت تلخ این است که حقوق بشر در ایران برای ترامپ یا هیچ رئیس جمهوری آمریکایی قبل از او در برخورد با جمهوری اسلامی اولویت نداشته است. اولویت همیشه امنیت بوده است.
در مورد موشکهای ایران، که اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس بسیار نگران آن هستند، اوضاع حتی پیچیدهتر از برنامه هستهای است. بعید است، اگر نگوییم غیرقابل تصور، که ایران از تنها سپری که مانع از برخورد سخت دشمنانش میشود، دست بکشد.
محدوده چانهزنی در مورد برنامه هستهای گستردهتر از موشکهاست، که بعید است رهبر ایران و ژنرالهایش در مورد آن امتیازی بدهند. مشابه منطق او در مورد کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای، وی ممکن است به جای کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای، از این موشکها در جنگ احتمالی استفاده کند.
نیروهای منطقهای
شاید بزرگترین فضای چانهزنی، در مورد نیروهای نیابتی منطقهای تهران باشد. این بازیگران – حزبالله لبنان، حوثیهای یمن، شبهنظامیان عراقی و حماس و جهاد اسلامی فلسطین – ابزارهای مهمی برای ایران برای اعمال قدرت هستند. اما برخلاف موشکها و برنامه هستهای، آنها مسائل حیاتی نیستند که تهران نتواند در مورد آنها مذاکره کند.
اگر ایران بتواند با رها کردن (یا تظاهر به رها کردن) برخی یا همه متحدان منطقهای خود از جنگ با آمریکا جلوگیری کند، ممکن است آن را در نظر بگیرد. به علاوه، ایرانیها میدانند که نظارت و اجرای مداوم چنین توافقی برای ایالات متحده فوقالعاده دشوار خواهد بود. تهران تجربه گستردهای در رساندن سلاح و پول نقد به شبهنظامیان و گروههای مسلح منطقهای دارد.
آیا ایران تسلیم خواهد شد؟
ترامپ ظاهراً قدرت آتش عظیمی را در منطقه مستقر کرده است تا ایران را مجبور به توافق با برخی امتیازات جدی کند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، درست میگوید: «جمهوری اسلامی از زمان تأسیس خود در سال ۱۹۷۹ در ضعیفترین نقطه خود قرار دارد، بنابراین برای واشینگتن، اکنون زمان مناسبی برای طرح درخواستهای قوی است.»
اما اگر ایران کوتاه نیاید، بدترین کاری که ترامپ میتواند انجام دهد این است که یک حمله نمادین یا محدود (یا اصلاً هیچ حملهای) انجام دهد، به یک توافق نامطلوب یا مبهم رضایت دهد و ادعای نوعی پیروزی دیپلماتیک کند. این کار قطعاً اعتبار ایالات متحده را از بین میبرد و جمهوری اسلامی ایران را بیش از هر زمان دیگری جسورتر میکند.
در این برهه، با توجه به آنچه ترامپ درخواست کرده، آنچه تهدید کرده و آنچه از نظر قدرت رزمی به منطقه اعزام کرده، تنها نتیجه قابل قبول برای واشینگتن، یک توافق سودمند است که به صورت مسالمتآمیز یا از طریق حملات نظامی حاصل شود، توافقی که به طور قابل تأیید و دائمی مسیر ایران به سمت سلاحهای هستهای را پایان دهد، زرادخانه موشکی آن را محدود کند و به ارتباطات آن با گروههای نیابتی پایان دهد.
واشینگتن، مانند قدرتهای منطقهای، به جز اسرائیل، یک حکومت ضعیف در تهران را به هرج و مرج ناشی از فروپاشی آن که پیامدهای بزرگی در سراسر منطقه خواهد داشت، ترجیح میدهد.