روزنامه کائنات
5

گزارش

1404 يکشنبه 9 شهريور - شماره 4901

کائنات بهترین و بدترین سناریوها در مورد بازگشت تحریم ها را بررسی می کند

سرنوشت ایران پس از یک ماه

 فتانه عمویی- مسعود پزشکیان رییس دولت چهاردهم در نشستی با حجت الاسلام محمدعلی ابطحی، عبدالله گنجی و علیرضا معزی به صورت مشروح درباره مهمترین مسائل روز و عملکرد یک‌ساله دولتش به گفت‌وگو نشست. یکی از این موضوعات اسنپ بک بود. پزشکیان گفت: ما دوست نداریم اسنپ بک فعال شود. کشورهای اروپایی که خود ناقض بسیاری از قوانین بین المللی هستند حالا دنبال فعال کردن این هستند. نغمه ها و سازهایی که به تدریج در حال شکل گیری است مانع از وحدت و انسجام است. باید این مسئله را حل کنیم. افراد باید بر اساس شایستگی رشد کنند.رهبری وقتی می گویند این کار باید بشود نباید کسی بلند شود و حرف دیگری بزند.
پزشکیان ادامه داد: بنده در مجلس نظرم را درباره برجام گفتم و رهبری هم نظر بنده را جویا شده بود. اکنون نیز معتقدم پذیرش برجام بهتر از نپذیرفتن آن است. اکنون نیز کسانی که برجام را نمی پذیرفتند حالا می گویند دیدید اسنپ بک را به اجرا گذاشتند؟ خلاف نظر رهبری نباید رفتار شود. گویا عده ساز مخالف رهبری را می‌زنند.
ما از اسنپ بک استقبال نمی کنیم. کسانی که می گویند تحریم و اسنپ بک مهم نیست بی‌خود می گویند. رهبری هم می گویند آسیب تحریم ها بیشتر از جنگ است چون مثلا اجازه نمی دهند دارو وارد شود و افراد زیادی از بین می روند.
هشدارهای عراقچی
سید عباس عراقچی ساعتی قبل از آغاز اجرایی کردن مکانیسم ماشه با همتایان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی خود صحبت کرد و از اقدام آنها مطلع شد و بشدت نسبت به پیامدهای چکاندن ماشه برای همه طرف‌ها هشدار داد. وزیر امور خارجه کشورمان همچنین نامه‌هایی جداگانه به آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد و کایا کالاس، مسئول ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا نوشت.
عراقچی در نامه به گوترش، ادعاهای طرف اروپایی در نامه شورای امنیت را فاقد وجاهت قانونی دانست. دیپلمات ارشد ایرانی با تأکید بر اینکه نامه تروییکا «با تحریف واقعیات» همراه بوده است، این اقدام را «تلاشی دیگر برای زمینه‌سازی دو مسیر ناروا» خواند و هشدار داد که چنین رویکردی می‌تواند به «تضعیف اعتبار و یکپارچگی شورای امنیت و قطعنامه‌های آن» منجر شود.
وزیر امور خارجه ایران، ادعای تروییکا مبنی بر اینکه «ایران تنها در ژوییه 2020 سازوکار حل‌وفصل اختلافات را فعال کرده است» با این هدف که اقدامات جبرانی ایران را بی‌اعتبار جلوه داده و توالی رویدادها را تحریف کنند، رد کرده و یادآور شد: «جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 10 می 2018، به‌طور رسمی و مستند، این سازوکار را فعال کرد و به ‌دنبال آن، نشست‌های متعدد کمیسیون مشترک در سطوح مدیران سیاسی (25 می) و وزرای خارجه (6 ژوییه) برگزار شد. این روند، کاملاً در چهارچوب بندهای 26 و 36 برجام و حقوق مشروع ایران انجام گرفت.»
وی در بخش دیگری از نامه، نسبت به پیشنهاد تروییکا برای تمدید محدود برخی مفاد قطعنامه 2231 هشدار داد و تأکید کرد: «قطعنامه 2231 باید در «روز انقضا» مطابق جدول زمانی پیش‌بینی‌شده، پایان یابد. هرگونه تلاش برای تمدید مفاد آن، اقدامی مغایر با هدف قطعنامه است و موجب ایجاد رویه‌ای ناصواب در عملکرد شورای امنیت و افزایش شکاف‌های داخلی در آن خواهد شد.»
عراقچی تصریح کرد: «در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن منافع عالیه ملی خود، واکنشی قاطع و متناسب نشان خواهد داد.» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پایان، بار دیگر بر آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای تعاملات دیپلماتیک مؤثر و هدفمند تأکید کرد.
مکانیزم ماشه؛ ابزار فشار اقتصادی یا جرقه رویارویی نظامی؟
روز پنج‌شنبه سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا طی نامه‌ای رسمی به اعضای شورای امنیت سازمان ملل اعلام کردند که سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» را برای بازگرداندن تحریم‌های تعلیق‌شده علیه ایران به جریان انداخته‌اند.
در این نامه تأکید شده است که روند بازگشت تحریم‌ها ۳۰ روز زمان می‌برد و در این فاصله، تروئیکای اروپایی آمادگی دارد با تهران درباره دستیابی به یک توافق جدید در حوزه هسته‌ای وارد مذاکره شود؛ توافقی که می‌تواند از اجرای کامل تحریم‌ها جلوگیری کند.
هم‌زمان، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، از اقدام سه کشور اروپایی استقبال کرده و آن را شاهدی بر عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای‌اش دانست. او تصریح کرد واشنگتن برای تکمیل فرآیند اعمال مجدد تحریم‌ها با اروپا و دیگر اعضای شورای امنیت همکاری خواهد کرد. روبیو همچنین مدعی شد که آمریکا علی‌رغم این روند، همچنان آماده گفت‌وگوی مستقیم با ایران است و به گفته او، «بازگشت تحریم‌ها به معنای نفی دیپلماسی نیست، بلکه نشانه‌ای از عزم جدی ما برای پیگیری آن است.»
ایران در واکنش به تصمیم سه کشور اروپایی برای فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» هشدار داد که این اقدام می‌تواند پیامدهایی جدی برای سطح همکاری‌های تهران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داشته باشد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد: «تصمیمی که فرانسه، آلمان و بریتانیا اتخاذ کرده‌اند، زمینه‌های همکاری ایران با آژانس را در معرض خطر قرار می‌دهد.» در این بیانیه همچنین اقدام تروئیکای اروپایی «حرکتی تنش‌زا، تحریک‌آمیز و غیرضروری» توصیف شده است.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در نامه‌ای به کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک برجام، پیرامون سازوکار حل‌و‌فصل اختلافات مندرج در برنامه جامع اقدام مشترک تصریح کرد: از اتحادیه اروپا می‌خواهیم تا از تفسیرهای گزینشی دست برداشته و به تسهیل دیپلماسی اصیل برای پاسداشت چندجانبه‌گرایی اهتمام ورزد. جمهوری اسلامی ایران همچنان به دیپلماسی پایبند است و آمادگی دارد مذاکراتی را با هدف دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک عادلانه و متوازن از سر گیرد.
مکانیزم ماشه؛ سلاح آخر اروپا علیه ایران یا پلی برای مذاکره؟
«مکانیزم ماشه» بخشی از توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۵ است که بر اساس آن، در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، اعضای توافق می‌توانند روند بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی را از طریق شورای امنیت سازمان ملل آغاز کنند. به گزارش خبرگزاری رویترز، سه کشور اروپایی عضو برجام یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا تصمیم گرفته‌اند این سازوکار را فعال کنند. در عین حال، این کشورها تأکید کرده‌اند که طی ۳۰ روز آینده برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک با تهران گفت‌وگو خواهند کرد.
«تروئیکای اروپایی» در پیام خود اعلام کرده است که همچنان مایل به مذاکره با ایران برای تمدید ترتیباتی هستند که بقای برجام را تضمین می‌کند. آنان همزمان از ایران خواسته‌اند با ورود به یک روند «دیپلماسی سازنده» نگرانی‌ها پیرامون فعالیت‌های هسته‌ای خود را کاهش دهد.
روز پنج‌شنبه، مقام‌های ارشد دیپلماتیک فرانسه و آلمان در موضع‌گیری‌های جداگانه تلاش کردند تأکید کنند که اقدام تروئیکای اروپایی برای فعال‌سازی «مکانیزم ماشه» به معنای پایان راه‌حل‌های دیپلماتیک نیست. «ژان نوئل بارو» وزیر خارجه فرانسه، در پیامی در پلتفرم «ایکس» نوشت: «ما مصمم هستیم از بازه ۳۰ روزه پیشِ رو برای گفت‌وگو با ایران استفاده کنیم. تعهد ما به دیپلماسی همچنان پابرجاست تا اطمینان حاصل شود ایران هیچ‌گاه به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند.» همچنین، «یوهان وادفول» وزیر خارجه آلمان، این تصمیم را آغازی برای «مرحله‌ای تازه» در مذاکرات دانست و گفت که بازگرداندن تحریم‌ها می‌تواند همزمان با گشوده‌شدن مسیری جدید برای تعامل سیاسی دنبال شود.
اروپا خواهان شفافیت هسته‌ای؛ ایران نگران سوءاستفاده اطلاعاتی
نشست اخیر ژنو، که پس از ماه‌ها گفت‌وگوهای فشرده میان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و همتایانش از سه کشور اروپایی برگزار شد، نشانه‌ای روشن از کاهش سطح تعاملات دیپلماتیک بود؛ نشستی که این بار تنها با حضور معاونان وزیران خارجه برگزار شد. با وجود این، بیانیه مشترک فرانسه، بریتانیا و آلمان در خصوص آغاز روند فعال‌سازی «مکانیزم ماشه» علیه ایران، فضای مذاکرات را وارد مرحله‌ای تازه کرد و عملاً از رسیدن دو طرف به یک بن‌بست حکایت داشت. اکنون پرسش اساسی این است که آینده دیپلماسی چگونه رقم خواهد خورد؟ آیا هنوز امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا تصمیم اروپایی‌ها پرونده هسته‌ای ایران را به مسیر تقابل کشانده است؟ ایران بارها هشدار داده که در صورت فعال‌سازی «اسنپ‌بک» واکنشی سخت و جدی نشان خواهد داد؛ موضوعی که سناریوهای پیش‌روی تهران را به مسئله‌ای محوری در تحولات هفته‌های آینده تبدیل می‌کند.
تریتا پارسی، معاون اندیشکده آمریکایی «کوئینسی»، در تحلیلی نوشت: سه کشور اروپایی عضو گروه تروئیکای غربی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) بر این باورند که فعال‌سازی مکانیسم ماشه ضرورتی تاکتیکی دارد؛ اقدامی که به‌زعم آنان می‌تواند ایران را وادار به بازگشت به میز مذاکره با آمریکا کرده و همچنین شرایط لازم برای دسترسی کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) به تأسیسات هسته‌ای ایران از جمله محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد را فراهم کند.
تریتا پارسی توضیح می‌دهد که در ظاهر، این خواسته‌ها منطقی به نظر می‌رسند، اما ایران از زاویه‌ای دیگر به ماجرا نگاه می‌کند. مقامات تهران نسبت به آژانس بی‌اعتمادند و بر این باورند که برخی اطلاعات محرمانه از درون این نهاد در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی خارجی قرار گرفته است؛ اطلاعاتی که زمینه‌ساز ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توسط موساد بوده است. به همین دلیل، از نگاه تهران، شفاف‌سازی بیشتر درباره محل ذخایر اورانیوم می‌تواند نه تضمینی برای اعتمادسازی، بلکه خطری بالقوه باشد که احتمالاً موج تازه‌ای از حملات هدفمند یا حتی عملیات هوایی آمریکا را به دنبال داشته باشد.
در ادامه تحلیل تریتا پارسی، او به تناقضی بنیادین اشاره می‌کند: ایران زمانی بر سر میز مذاکره حضور داشت که همزمان تحت بمباران اسرائیل و آمریکا قرار می‌گرفت. با این حال، کشورهای اروپایی عضو گروه تروئیکای غرببی اکنون بار دیگر از تهران می‌خواهند به گفت‌وگو بازگردد، بی‌آنکه در مقابل، شرطی مشابه برای واشنگتن مبنی بر توقف حملات نظامی مطرح شود.
به باور تریتا پارسی، شکاف عمیق در موضوع غنی‌سازی، محدود بودن فرصت دیپلماسی در دولت ترامپ و فشار فزاینده اسرائیل برای بازگشت به مسیر تقابل، همگی عواملی هستند که از سرگیری مذاکرات را از پیش محکوم به شکست می‌سازند؛ مگر آنکه هر دو طرف در موضوع حساس غنی‌سازی انعطاف نشان دهند. او هشدار می‌دهد که بازگشت به گفت‌وگو تحت چنین شرایطی نه‌تنها به توافقی پایدار منجر نخواهد شد، بلکه صرفاً می‌تواند آغاز جنگ را جلو بیندازد و شاید، همان‌طور که او تلویحاً نتیجه می‌گیرد، این دقیقاً همان هدفی است که برخی بازیگران به دنبال آن هستند.
اسنپ‌بک؛ فشاری دوچندان بر اقتصاد ایران در سایه تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل
دکتر محمد عباس ناجی، کارشناس مسائل ایران در مرکز مطالعات «الأهرام»، معتقد است که تصمیم اروپا برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه نشان‌دهنده پایان اعتماد این قاره به ثمربخش بودن گفت‌وگو با تهران است. این اقدام پیامی روشن به ایران می‌فرستد؛ اروپا دیگر تمایلی به ادامه مذاکرات فرسایشی و بی‌نتیجه ندارد. زمان نیز رو به پایان است؛ چرا که تا ۱۸ اکتبر فاصله‌ای اندک باقی مانده و فرآیند اسنپ‌بک دست‌کم یک ماه در شورای امنیت طول می‌کشد.»
به گفته ناجی، فشارها بر ایران در چنین شرایطی دوچندان خواهد شد که ایران هم‌اکنون زیر بار تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا قرار دارد و با اجرای اسنپ‌بک، به‌طور همزمان با محدودیت‌های شورای امنیت نیز روبه‌رو می‌شود. این هم‌پوشانی می‌تواند فضای اقتصادی و سیاسی ایران را در شرایط بسیار سخت‌تری قرار دهد.»
 به گفته دکتر ناجی، گزینه‌های ایران بسیار محدود و پرهزینه است؛ از کاهش همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گرفته تا خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، که برخی نمایندگان مجلس خواستار آن شده‌اند. مهم‌ترین برگ ایران بستن تنگه هرمز است، اما این اقدام برای خود ایران هم بسیار پرهزینه خواهد بود.»
برخی تحلیلگران فعال‌سازی مکانیسم ماشه را بیش از هر چیز ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران می‌دانند. اما در مقابل، گروهی از ناظران هشدار می‌دهند که این تصمیم می‌تواند زمینه‌ساز مرحله‌ای تازه از رویارویی باشد. دکتر محمد عباس ناجی در این‌باره می‌گوید: «نمی‌توان احتمال داد که اسنپ‌بک الزاماً به معنای آغاز جنگ باشد؛ اما تجربه نخستین جنگ ایران و اسرائیل نشان می‌دهد که چنین سناریوهایی دور از ذهن نیست. آن جنگ درست یک روز پس از پایان مهلت ۶۰ روزه ترامپ علیه ایران آغاز شد. اکنون نیز فعال‌شدن این سازوکار می‌تواند برای اسرائیل فرصتی تازه جهت اقدام نظامی فراهم کند.» او تاکید می‌کند: «حتی اگر در کوتاه‌مدت حمله‌ای صورت نگیرد، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی خواهد ماند. چرا که اختلافات میان ایران، آمریکا و اسرائیل چه در حوزه برنامه هسته‌ای، چه توان موشکی و چه نفوذ منطقه‌ای  نه سطحی است و نه به آسانی قابل حل.»
دکتر احمد الیاسری، کارشناس امور ایران تأکید کرد: مهم‌ترین مصادیق اجرای مکانیزم ماشه، بازگرداندن تحریم‌ها بر فناوری‌های هسته‌ای است که قبلاً مجاز به وارداتشان بود؛ از جمله صفحات و تجهیزات تخصصی فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای. همچنین تحریم شرکت‌های بین‌المللی که خدمات فنی به برنامه هسته‌ای ایران ارائه می‌کنند و ممنوعیت تأمین موادی که ایران در توسعه موشک‌ها به‌کار می‌برد. وی تاکید کرد این روند عملاً ادامه همان شیوه ترامپ خواهد بود و علاوه بر نفت و انرژی و نقض حقوق بشر، شرکت‌های غربی مشارکت‌کننده در بخش صلح‌آمیز پروژه هسته‌ای ایران را نیز شامل می‌شود. وی همچنین اشاره کرد که از مهم‌ترین تحریم‌های احتمالی، تهدید شرکت‌های اروپایی فعال در بخش انرژی است؛ شرکت‌هایی که تاکنون معاملات نفت و گاز با ایران را جدا از محدودیت‌های برجام ادامه می‌دادند، اما این بار احتمال دارد مشمول تحریم شوند.
با اجرای مکانیزم ماشه، قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت مجدداً لازم‌الاجرا خواهند شد. این قطعنامه‌ها شامل محدودیت‌های تسلیحاتی، محدودیت در برنامه موشکی، ممنوعیت صادرات و واردات برخی فناوری‌های حساس هسته‌ای و همچنین الزام کشورها به نظارت سخت‌گیرانه بر تبادلات مالی و بانکی با ایران است. در عمل، ایران در کنار تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا، بار دیگر با فشار هماهنگ و چندجانبه شورای امنیت روبه‌رو می‌شود که به لحاظ حقوقی برای همه کشورها الزام‌آور است. پیامد دیگر، مشروعیت‌یافتن فشارهای بین‌المللی علیه تهران است.
بازگشت تحریم‌های سازمان ملل می‌تواند راه را برای کشورهای بیشتری باز کند تا تحت پوشش قوانین بین‌المللی تعاملات اقتصادی و سیاسی خود با ایران را محدود یا قطع کنند. چنین شرایطی علاوه بر انزوای دیپلماتیک، تبادلات تجاری ایران را نیز بیش از پیش دشوار خواهد کرد.
واکنش روسیه و چین به اقدام E3
توسل غیرقانونی اعضای اروپایی برجام به سازوکار موسوم به اسنپ‌بک با واکنش منفی پکن و مسکو مواجه شد. چین این اقدام را غیرسازنده ارزیابی کرد و سخنگوی وزارت خارجه این کشور روز گذشته در خصوص اقدام ضدایرانی سه کشور اروپایی عضو برجام شامل انگلیس، فرانسه و آلمان در آغاز فرآیند فعال‌سازی اسنپ‌بک، اعلام کرد که پرونده هسته‌ای ایران در مرحله حساسی به سر می‌برد و باید مذاکرات از سر گرفته شود. دیپلمات چینی تأکید کرد: «بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران در شورای امنیت اقدامی غیرسازنده است.» معاون نمایندگی روسیه در سازمان ملل هم در واکنش به تصمیم اروپا برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه گفت: «اسنپ‌بک هیچ مبنای قانونی ندارد و شورای امنیت نباید بر اساس نامه تروییکا اقدامی انجام دهد.» دیمیتری پولیانسکی اعلام کرد، روسیه و چین پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای تمدید برجام به مدت 6 ماه را ارائه کرده‌اند تا فرصتی برای ازسرگیری مذاکرات و دیپلماسی ایجاد شود.
به گفته پولیانسکی، جهان بر سر دو راهی قرار دارد: یا مسیر دیپلماسی و صلح یا راه تنش و باجگیری که اروپا در پیش گرفته است. وی تأکید کرد، سه کشور اروپایی همواره برجام را نقض کرده‌اند و اکنون نیز حق استفاده از مکانیسم‌های آن را ندارند. به همین دلیل، اسنپ‌بک از دیدگاه روسیه فاقد وجاهت قانونی است.
خودزنی تروییکا
واضح است که چکاندن ماشه توسط طرف اروپایی در برجام یک قمار بزرگ برای طرفی است که طی ماه‌های گذشته تلاش کرده بعد از روی کار آمدن دوباره دونالد ترامپ از دایره گفت‌و‌گوهای هسته‌ای با تهران خارج نباشد. به اذعان کارشناسان، اروپا در آستانه یک اشتباه بزرگ و تاریخی است که بر اساس یک سوءمحاسبه (Miscalculation) حاصل شده است. تروییکای اروپایی احتمالاً تصور می‌کند تهران در شرایط کنونی آتش‌بس پساجنگ با اسراییل در شرایط خاصی قرار گرفته و در مسیر واگذاری امتیازات بزرگی به سیاست باج خواهانه آنهاست تا چیزی که واشنگتن و تل آویو با حمله به دست نیاورده اند، آنها بتوانند کسب کنند.
ضمن اینکه توسل غرب به ماشه برای تعریف ایران ذیل بخشی از فصل هفتم شورای امنیت که مشروعیت اقدام دسته جمعی علیه بازیگری که تهدید صلح و امنیت بین‌الملل معرفی می‌شود، محلی از اعراب ندارد. قطعنامه 2231 تحت ماده 41 منشور ملل متحد تصویب شده است که دارای معیارهای توصیه‌ای است؛ حال آنکه ماده 42 فصل هفت منشور سازمان ملل است که بر اساس آن اگر شورا تشخیص دهد اقدامات صلح‌آمیز بر اساس ماده 41 کافی نبوده است، می‌تواند با استفاده از نیروی قهری کشورهای عضو اقدام به برقراری صلح نماید.
این در حالی است که حتی این اقدام هم باید دارای اجماع بین‌المللی باشد و با شکاف گسترده‌ای که در میان اعضای سازمان ملل بویژه بعد از ناکارآمدی در توقف نسل کشی در غزه به وجود آمده است، کارکرد سازمان ملل را به طور اساسی با علامت سؤال مواجه کرده است.
 از طرف دیگر، اقدام تحریک‌آمیز 3 کشور اروپایی بعد از حمله به تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای یک عضو متعهد به «ان.پی.تی» هم فاقد وجاهت قانونی و حقوقی است و هم ته مانده اعتبار نظام بین‌الملل کنونی و سازمان‌های برآمده از آن نظیر سازمان ملل را نیز از بین خواهد برد. جهان و واحدهای سیاسی موجود در نظم بین‌المللی نظاره‌گر آن هستند که ایران به عنوان طرفی که تأسیسات هسته‌ای آن هدف قرار گرفته توسط اعضای سازمان ملل مجازات تحریمی هم خواهد شد! این یک رویه بی‌سابقه در تاریخ سیاسی و حقوق بین‌الملل است که سازمان‌های بین‌المللی و مقررات آن به گروگان برخی بازیگران گرفته شود تا به اعمال توسل به زور آنها مشروعیت ببخشد.
به هر صورت، اگر حمله آمریکا و رژیم اسراییل به تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، ماهیت نظام منع اشاعه را به طور کلی زیر سؤال برد، فعال‌سازی مکانیسم ماشه می‌تواند در حکم «شلیک نهایی» به سازمان ملل و معاهده منع اشاعه (NPT) ارزیابی شود؛ همان‌طور که شورای روابط خارجی آمریکا بعد از حمله ژوئن به تأسیسات نطنز و فردو نوشت: رهبران کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای ممکن است به این نتیجه برسند که اگر شفافیت بین‌المللی درباره برنامه‌های هسته‌ای برای یک عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (مانند آمریکا) بی‌اهمیت باشد، پایبندی به اصول اساسی رژیم بین‌المللی عدم اشاعه هسته‌ای، ریسک‌هایی به همراه دارد که تمایلی به پذیرش آنها ندارند.
تروییکای اروپایی شاید خیال کند روی ایران ماشه چکانده است اما زمان مشخص خواهد کرد این ماشه روی دیپلماسی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و رافائل گروسی و از همه مهم‌تر خود اروپایی‌ها چکانده شده است؛ این همان تأثیری است که ایران از پیش هشدار آن را داده بود: «بومرنگ ماشه».
اسنپ‌بک اروپا؛ باطل و بی‌اعتبار
اقدام تحریک‌آمیز اروپایی‌ها در ایران با عکس‌العمل روبه‌رو شد. وزارت امور خارجه در این رابطه بیانیه‌ای صادر کرد که در آن با غیرقانونی خواندن اعلان تروییکای اروپایی به شورای امنیت آمده است: «این اقدام غیرموجه که برخلاف سازوکار حل و فصل اختلافات (DRM) در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) است، تلاشی غیرقانونی و ناموجه برای بازگرداندن قطعنامه‌های لغو‌شده است و آشکارا در مغایرت با قطعنامه 2231 (2015) قرار دارد.» این بیانیه می‌افزاید: «همان‌طور که در مکاتبات متعدد قبلی با شورای امنیت سازمان ملل متحد تأکید شده است، سه کشور اروپایی هیچ صلاحیت حقوقی یا اخلاقی برای توسل به سازوکار موسوم به «اسنپ‌بک» ندارند. بنابراین اعلان آنان بی‌اعتبار، باطل و فاقد هرگونه اثر حقوقی است.» دستگاه دیپلماسی کشورمان همچنین تصریح کرد: «همان‌طور که برخی اعضای شورا، بویژه چین و روسیه، تأیید کرده‌اند، سه کشور اروپایی الزامات سازوکار حل و فصل اختلافات را که در برجام و قطعنامه 2231 پیش‌بینی شده، طی نکرده‌اند. بنابراین اعلان آنان تلاشی معیوب از منظر حقوقی برای سوء‌استفاده از قطعنامه 2231 در راستای دستورکار سیاسی مغرضانه علیه ایران است.

 مشخصات توافق موقت ممکن میان ایران و اروپا
 یک توافق موقت می‌تواند شامل بازگشت بازرسان آژانس به تمام تأسیسات هسته‌ای ایران و شفاف‌سازی درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی باشد. در مقابل، آمریکا و اروپایی‌ها می‌توانند قطعنامه‌ای در شورای امنیت برای تمدید مهلت بازگشت شش‌ماهه تصویب کنند. همچنین، آمریکا باید متعهد شود تا شش ماه از اقدام نظامی خودداری کند تا فضای اعتماد ایجاد شود.
مجله‌ دیجیتال Just Security درباره مسیر پیش روی ایران و اروپا پس از تحول اخیر گفت‌وگویی را با کِلسی داونپورت، مدیر سیاست منع اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات، ترتیب داده است. لازم به ذکر است که ترجمه و انتشار این نظرات در ایرنا به معنای تایید محتوای آن نیست و با توجه به حساسیت موضوع هسته ای به منظور آشنایی مخاطب ایرانی با نقطه نظرات جاری در غرب در خصوص این پرونده منتشر می‌شود.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۵ بلافاصله پس از امضای «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام)، قطعنامه ۲۲۳۱ را تصویب کرد تا این توافق را تأیید و زمینه اجرای آن را فراهم کند. این قطعنامه ضمن تعلیق برخی محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران و بازتعریف برخی دیگر، یک «کانال تأمین» نوآورانه برای انتقال کالاهای حساس هسته‌ای به ایران ایجاد کرد، سازوکاری موسوم به «مکانیسم بازگشت خودکار» (Snapback) در نظر گرفت تا در صورت نقض جدی و حل‌نشده تعهدات، تحریم‌های قبلی سازمان ملل بازگردند، و همچنین مقرر کرد که محدودیت‌های شورای امنیت علیه ایران ۱۰ سال پس از اجرایی شدن برجام پایان یابد (مگر آنکه پیش از آن مکانیسم بازگشت فعال شده باشد). پیش از پرداختن به بخش «بازگشت خودکار»، می‌توانید مهم‌ترین ویژگی‌های قطعنامه ۲۲۳۱ و دلیل مطرح بودن دوباره آن امروز را توضیح دهید؟
میان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، شورای امنیت سازمان ملل مجموعه‌ای از قطعنامه‌ها را برای تحریم ایران و محدود کردن برنامه هسته‌ای این کشور تصویب کرد، پس از آنکه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ایران را به دلیل عدم پایبندی به توافق‌نامه پادمان، به شورای امنیت گزارش داده بود.
قطعنامه ۲۲۳۱ که برجام را تأیید کرد، تحریم‌ها و محدودیت‌های هسته‌ای سازمان ملل علیه ایران را اصلاح کرد و برای اجرای برجام حیاتی بود. این قطعنامه بلافاصله برخی از تحریم‌ها و محدودیت‌های هسته‌ای را لغو یا تعدیل کرد، از جمله ممنوعیت غنی‌سازی، که برای اجرای برجام ضروری بود. برخی دیگر از تحریم‌ها اما به‌طور موقت باقی ماند: تحریم تسلیحاتی سازمان ملل پنج سال ادامه یافت و محدودیت‌های موشکی ایران هشت سال برقرار ماند.
همچنین، قطعنامه ۲۲۳۱ سازوکاری ویژه برای نظارت بر خرید مواد حساس از سوی ایران ایجاد کرد. هر کشوری که می‌خواست چنین اقلامی را به ایران منتقل کند، باید از نهادی در شورای امنیت اجازه می‌گرفت؛ نهادی که آمریکا و دیگر اعضای برجام در آن حق وتو داشتند. این سازوکار به «کانال تأمین» مشهور شد.
قطعنامه ۲۲۳۱ تعهدات الزام‌آوری برای همه کشورهای عضو سازمان ملل ایجاد کرد؛ برای مثال، ممنوعیت ارائه کالاها و خدمات هسته‌ای یا دوکاربردی به ایران مگر از طریق کانال تأمین.
در نهایت، قطعنامه ۲۲۳۱ تاریخ انقضای مشخصی دارد. ده سال پس از پذیرش برجام، در «روز خاتمه»، همه مفاد قطعنامه لغو و پرونده هسته‌ای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج می‌شود. برای ایران بسته شدن این پرونده اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا تهران می‌خواهد به عنوان یک عضو «عادی» معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) شناخته شود. روز خاتمه ۱۸ اکتبر امسال است و اگر قطعنامه ۲۲۳۱ منقضی شود، مکانیسم بازگشت خودکار نیز همراه آن از بین می‌رود.
مکانیسم بازگشت خودکار چگونه کار می‌کند و چه کسانی می‌توانند آن را فعال کنند؟
بازگشت خودکار سازوکاری منحصر به فرد است که به هر عضو برجام که عضو سازمان ملل نیز باشد (یعنی همه به جز اتحادیه اروپا) اجازه می‌دهد تحریم‌ها و محدودیت‌های شورای امنیت که در قطعنامه ۲۲۳۱ لغو یا تعدیل شده بودند، بدون امکان وتو دوباره برقرار شوند.
این مکانیسم به این دلیل طراحی شد که اعضای ۱+۵ (چین، فرانسه، آلمان، روسیه، بریتانیا و آمریکا) نگران بودند اگر ایران تعهدات هسته‌ای خود را نقض کند، ممکن است یک عضو دائم شورای امنیت با وتو مانع وضع دوباره تحریم‌ها شود. این مکانیسم تضمین کرد که تا اکتبر ۲۰۲۵ مسیر بازگرداندن تحریم‌ها مسدود نشود.
برای فعال‌سازی آن، هر عضو برجام می‌تواند به شورای امنیت اطلاع دهد که ایران به‌طور جدی تعهداتش را اجرا نمی‌کند. رئیس شورای امنیت سپس باید ظرف ۱۰ روز پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای ادامه تعلیق تحریم‌ها ارائه دهد و شورای امنیت ظرف ۳۰ روز درباره آن رأی‌گیری کند. اگر قطعنامه تصویب نشود یا وتو شود، تحریم‌های قبلی به‌طور خودکار بازمی‌گردند.
آمریکا پس از خروج از برجام در مه ۲۰۱۸ دیگر نمی‌تواند از این سازوکار استفاده کند. دولت ترامپ در سال ۲۰۲۰ تلاش کرد از آن برای جلوگیری از پایان تحریم تسلیحاتی ایران استفاده کند، اما رئیس شورای امنیت اعلام کرد چون آمریکا دیگر عضو برجام نیست، نمی‌تواند این مکانیسم را فعال کند.
در ۲۸ اوت، سه کشور اروپایی (E۳) نامه‌ای به رئیس شورای امنیت فرستادند و مکانیسم بازگشت را فعال کردند تا ایران را برای امتیازدهی در برنامه هسته‌ای تحت فشار بگذارند. معنای عملی این اقدام چیست و آیا تصمیم درستی بود؟
اروپایی‌ها در موقعیت دشواری بودند. اقدام‌های هسته‌ای ایران از سال ۲۰۱۹ این کشور را عملاً به آستانه تسلیحات هسته‌ای رساند و پس از حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن، ایران همکاری با آژانس را متوقف و نظارت‌ها را لغو کرد. روسیه و چین نیز نقض‌های ایران را محکوم نکردند، بنابراین بعید بود شورای امنیت در آینده اقدامی انجام دهد. اگر اروپایی‌ها مکانیسم بازگشت را فعال نمی‌کردند، این ابزار منقضی می‌شد.
اما فشار زمانی مؤثر است که با یک مسیر دیپلماتیک همراه باشد. روشن نیست که آمریکا مذاکره را امری ضروری در این مقطع زمانی بداند یا ایران آمریکا را شریک معتبری ببیند. ایران هم تمایلی به تسلیم در برابر فشار ندارد و احتمالاً واکنش تندی نشان خواهد داد، از جمله تهدید به خروج از NPT. بنابراین، این اقدام می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند.
با فعال‌سازی بازگشت، اروپایی‌ها مهلت ۳۰ روزه‌ای تعیین کرده‌اند تا توافقی حاصل شود که مانع اجرای بازگشت شود. اگر دو طرف حاضر به گفت‌وگو باشند، این می‌تواند به روند دیپلماسی شتاب دهد. اروپایی‌ها پیشنهاد داده‌اند که در مقابل برخی اقدامات ایران برای کاهش ریسک هسته‌ای، این مهلت تمدید شود.
ایران طبق انتظار اقدام اروپایی‌ها را «غیرقانونی و بی‌اساس» خوانده است. وزارت خارجه آمریکا هم اعلام کرده در هفته‌های آتی برای تکمیل بازگشت تحریم‌ها با اروپایی‌ها همکاری خواهد کرد. اگر هنوز دیپلماسی ممکن باشد، چه مسیری می‌تواند مانع اجرای بازگشت شود؟
وزیر خارجه ایران گفته تهران همچنان به مذاکرات «منصفانه و متوازن» علاقه‌مند است، مشروط بر تضمین حقوق هسته‌ای طبق NPT و عدم تهدید نظامی.
یک توافق موقت می‌تواند شامل بازگشت بازرسان آژانس به تمام تأسیسات هسته‌ای ایران و شفاف‌سازی درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی باشد. در مقابل، آمریکا و اروپایی‌ها می‌توانند قطعنامه‌ای در شورای امنیت برای تمدید مهلت بازگشت شش‌ماهه تصویب کنند. همچنین، آمریکا باید متعهد شود تا شش ماه از اقدام نظامی خودداری کند تا فضای اعتماد ایجاد شود.
اگر دیپلماسی شکست بخورد و ماه آینده بازگشت کامل شود، معماری تحریم‌های سازمان ملل علیه برنامه هسته‌ای ایران چگونه خواهد بود؟
بازگشت تحریم‌ها اثر اقتصادی زیادی نخواهد داشت، زیرا تحریم‌های آمریکا از ۲۰۱۸ تقریباً همه تعاملات اقتصادی با ایران را از بین برد. اما بازگشت تحریم تسلیحاتی و ممنوعیت انتقال موشک و پهپاد معاملات خاصی مانند ارسال پهپادهای ایران به روسیه را غیرقانونی می‌کند.
آیا اجماع یا روند دیپلماتیکی وجود دارد که بتواند اجرای تحریم‌ها را تضمین کند؟
همه توافق دارند که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد و باید در NPT بماند. اما درباره نحوه رسیدن به این هدف اختلاف وجود دارد. روسیه و چین مخالف بازگشت تحریم‌ها هستند و ممکن است آنها را اجرا نکنند. این امر مشروعیت تحریم‌ها را تضعیف می‌کند و حتی می‌تواند ایران را به واکنش شدیدتر سوق دهد.
بهترین و بدترین سناریو در ماه‌های آینده چیست؟
بهترین حالت: توافق سریع و واقع‌بینانه برای تمدید مکانیسم بازگشت، بازگرداندن شفافیت هسته‌ای و آغاز دیپلماسی بیشتر.
بدترین حالت: ایران از NPT خارج شود و به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند، چه آشکار و چه پنهانی. در این سناریو، احتمال درگیری دوباره ایران با آمریکا و اسرائیل بسیار زیاد خواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

عنوان صفحه‌ها
30 شماره آخر
بالای صفحه