جامعه
قاسم نعمت زاده- دولت چهاردهم در یک سال گذشته با چالش ها و ناترازی های بروز یافته در اقتصاد ایران مواجه بودهاست؛ از ناترازی در بودجه و درآمدهای دولت گرفته تا ناترازی در بخش انرژی و صندوق های بازنشستگی؛ این میراث نامبارک که محصول دو دهه کم توجهی به الزامات علوم اقتصادی و استفاده از راهکارهای آزموده شده جهانی برای بهبود فضای کسب و کار و اثرگذاری تحریم ها اعم از تحریم های بین المللی و تحریم های یکجانبه آمریکاست، نیازمند آن است که ابتدا ابعاد آن به خوبی شناخته شود و برای هر بخش درمانی در نظر گرفته شود که سایر بخش های اقتصادی و حتی اجتماعی را متلاطم نکند. ایران با چالشهای پیچیدهای از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها تا تنشهای رو به افزایش منطقهای روبهروست. در چنین شرایطی، تقویت دیپلماسی میدانی بهعنوان ابزاری مؤثر برای بازدارندگی ضرورتی انکارناپذیر است. این دیپلماسی که بر ترکیب گفتوگو و قاطعیت استوار است، سنگ بنای حفاظت از منافع ایران خواهد بود؛ بهویژه در شرایط توقف مذاکرات هستهای که میتوان از تجربههای پیشین برای بازسازی شرایط بهره برد. در عین حال، فرصتهای مهمی نیز پیش روی دولت قرار دارد. با استمرار رویکرد اعتدال و دیپلماسی فعال، تهران قادر خواهد بود اتحادهای استراتژیک جدیدی بنا کند که هم منافع ملی را حراست و هم ثبات منطقه را تقویت نماید؛ در حالی که از تجربههای مذاکرات گذشته برای پرهیز از تلههای آمریکایی در آینده استفاده میکند. تحولات اقتصاد جهانی و منطقهای، بهویژه در حوزههای نفت، تجارت و روابط دیپلماتیک، نقش تعیینکنندهای در وضعیت اقتصادی ایران دارند. نوسانات قیمت نفت و انرژی، تغییرات در بازارهای جهانی و منطقهای و تحولات مالی بینالمللی، بر درآمدهای نفتی، تراز تجاری و توان مالی دولت اثر مستقیم میگذارند. تحریمها و محدودیتهای بینالمللی نیز فشار بر بخشهای تولیدی و صادراتی کشور را افزایش داده است و بر ارزش پول ملی اثرگذار بودهاند. دولت پزشکیان در برابر فشارهای بینالمللی و چالشهای منطقهای نیز انعطاف دیپلماتیک منسجمی را نشان داد که مانع از افتادن ایران در دام درگیریهای غیرمحاسبهشده شد. این اعتدال نشانه ضعف نبود، بلکه قدرتی بود که امکان تقویت بازدارندگی استراتژیک را بدون هدر دادن منابع فراهم آورد و در عین حال سیاستهای خصمانه آمریکا علیه امنیت منطقه را افشا کرد. از برجستهترین نمونههای این عقلانیت، مدیریت تبعات عملیات طوفان الاقصی و همچنین پرونده هستهای است؛ جایی که ایران با هوشمندی مذاکرات با آمریکا را هدایت و از تجربه توافق برجام در سال ۱۳۹۴ بهره گرفت. ایران با بهرهگیری از کانالهای غیرمستقیم در مسقط و دیگر پایتختها، توازنی میان حفظ برنامه هستهای صلحآمیز و رفع تحریمهای اقتصادی ایجاد کرد. تهران توانست حقوق هستهای خود را تثبیت کرده و در مقابل تحریمها را کاهش دهد؛ امری که به بازسازی اقتصاد و تقویت نفوذ منطقهای کشور یاری رساند. اما آمریکا در سال ۲۰۱۸ و در دوران دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا یکجانبه از توافق خارج و مدعی شد که برجام برنامه موشکی و نقش منطقهای ایران را پوشش نمیدهد. این خروج، همراه با تجاوز نظامی اخیر، بیاعتباری واشنگتن را آشکار کرد و ایران را واداشت برای بازگشت به مذاکرات، شروط سختتری تعیین کند. در نتیجه، دولت پزشکیان این موضوع را با بحران جنگ تجربه و مذاکرات را «عملیات فریب» آمریکایی توصیف کرد و دیپلماسی میدانی را جایگزینی مؤثر ساخت.