صفحه اول
طهماسب زرویی- سیاست خارجی، راهبردهایی است که برای دستیابی به اهدافی معین در چارچوب منافع ملی کشور و در ارتباط با دیگر کشورها در پیش میگیرند. این راهبردها ادامه سیاست داخلی است. در سیاست خارجی، دو نگرش اصلی واقعگرایانه و آرمانگرایانه وجود دارد. در دورۀ پهلوی بهویزه پس از کودتای ۲۸ مرداد، عنصر اساسی سیاست خارجی، همسویی بیشتر با کشورهای غربی بهویژه آمریکا و انگلستان بود. پس از پیروزی انقلاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر پایۀ نفی سلطه، مبارزه با ظلم و حمایت از محرومان، احترام متقابل، عدم تعهد به غرب و شرق و احیای هویت اسلامی مسلمانان قرار گرفت. امامخمینی سیاست خارجی کشور را مبتنی بر حفظ آزادی، استقلال و منافع مردم میدانست و در این مسیر بر ابزار فرهنگی بیش از سایر ابزارها تکیه میکرد. ایشان نهضت اسلامی ایران را نهضت مستضعفان جهان بهشمار میآورد و برای پیشگیری از سلطۀ بیگانگان، همواره بر ضرورت وحدت میان مسلمانان تأکید داشت. گرچه کلیات محوری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است، ولی جهت سهولت بیشتر در دسترسی به اصول مرتبط با سیاست خارجی کشورمان، اصول مربوطه که بنحوی با چگونگی و ترسیم روابط خارجی کشور مرتبط است، جمع آوری و ذیلا به آنها اشاره می گردد. اصل 2 بند ج- نفی هر گونه ستمگری و ستمکشی و سلطهگری و سلطهپذیری، اصل 3 بند 5- طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب. اصل 3 بند 11 – تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور. اصل 9 : “در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.” اصل نفی سلطه و به تعبیری، «عزت» در چارچوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، جایگاهی ویژه دارد و در فصل دهم اصل ۱۵۲ قانون اساسی، از آن با عنوان «نفی هر گونه سلطهگری و سلطهپذیری و عدم تعهد» یادشده است. امامخمینی دربارهٔ اصل نفی سلطه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی با استناد به آموزههای الهی و قاعده نفی سبیل،بر تسلطنداشتن بیگانگان تأکید فراوان کرده و هر گونه رابطه سیاسی، اقتصادی و غیر آن را که موجب سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی شود، حرام دانستهاست. اصل ۱۵۳ قانون اساسی نیز هر گونه قراردادی که موجب سلطه بیگانگان بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد، ممنوع کردهاست. امامخمینی معتقد است انقلاب اسلامی ایران بر مبنای آموزههای اسلامی از وابستگی به شرق و غرب رهایی یافته و همانند انقلاب انبیا (ع) تنها وابسته به مبدأ وحی است. انقلاب اسلامی، اندیشه لزوم وابستگی به شرق یا غرب، در جهان امروز را برهم زد و میتوان گفت سیاست نه شرقی و نه غربی را بنیان نهاد. امامخمینی معتقد بود هر دو ابرقدرت شرق و غرب به دنبال نابودی ملتهای مستضعفاند و جمهوری اسلامی باید از مستضعفان جهان پشتیبانی کند و در صدور انقلاب خود بکوشد؛ زیرا اسلام میان کشورهای مسلمان فرقی نمیگذارد و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است. به اعتقاد ایشان مسئولان جمهوری اسلامی ایران باید بدانند که غرب و شرق زمانی آرام خواهند نشست که آنان را از هویت اسلامیشان بیرون آورند؛ بنابراین نباید از ارتباط با آنان خشنود شوند یا از قطع ارتباط با آنان رنجور گردند. ایشان خطر سلطه کمونیسم جهانی را همانند قدرتهای جهانخوار غرب به سرکردگی آمریکا میدانست و بر ستیز با هر دو تأکید داشت و خطر آمریکا را چنان جدی میدانست که کوچکترین غفلت در این زمینه میتواند به نابودی کشور بینجامد. ایشان روابط حسنه با این کشور را مستلزم رعایت شروطی نظیر احترام متقابل، احترام به مصالح و استقلال ایران، زورنگفتن و ظلمنکردن و عدم مداخله در امور داخلی ایران میدانست.